تبلیغات
شهر سامان - مطالب شهدای سامان

شهرستان سامان در انتظار ماکت خلبان شهید اکبری است

دوشنبه 11 بهمن 1389  10:13 بعد از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،

نسرین سامانی همسر خلبان شهید نمعت‌الله اکبری، گفت: خلبان شهید اکبری تنها شهید شهرستان سامان است که انتظار می‌رود بر طبق مصوبات صورت گرفته از سوی ستاد نیروهای هوایی ماکت خلبان شهید اکبری در این شهر برافراشته شود.

نسرین سامانی همسر شهید خلبان «نعمت‌الله اکبری» ـ که نقش بسزایی در آزادسازی سوسنگرد داشته است ـ در گفت‌وگو با خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»،‌گفت: خلبان شهید نعمت‌الله اکبری پس از اتمام تحصیلات خود در شهرستان سامان از توابع چهارمحال و بختیاری موفق شد تا در رشته‌های پزشکی و خلبانی پذیرفته شود ولی به دلیل علاقه فراوان رشته خلبانی را در دانشگاه تهران برگزید. 

وی با اشاره به اینکه شهید اکبری از هوش سرشار و اخلاق خوبی برخوردار بوده است، اظهار داشت: هر چند بیش از 5 سال دارای زندگی مشترک بودیم ولی همیشه به‌گونه‌ای برخورد می‌کرد که می‌دانست در صورت به وجود آمدن جنگ شهید می‌شود. 

نسرین سامان به نحوه شهادت این شهید پرداخت و افزود: در نخستین ماموریت وی که به مدت 25 روز به طول انجامید موفق به شناسایی مواضع دشمن گردیده بود و در ماموریت بعدی که با خلبان شهید «کیان‌آرا» برای شناسایی دوباره که به جای یکی دیگر از دوستانش انجام داد هواپیمای این شهید یه تاریخ 23 آبان‌ماه در منطقه فکه مورد اصابت آتش دشمن واقع شد و سقوط کرد. 

همسر شهید اکبری در ادامه به مفقود الجسد بودن این شهید اشاره کرد و بیان داشت: هر چند تاریخ شهادت این شهید در تاریخ در سال 81 طی نامه‌ای که از بغداد به سازمان‌های ایرانی رسیده بود با خبر شدیم که مقبره‌ای در عراق برای خلبانان مفقود الجسد ما درست کرده‌اند که مورد قبول ما واقع نشد. 

وی درباره‌ پروازهای شهید اکبری که بیش از 50 بار صورت گرفته است خاطرنشان کرد: با توجه به این‌که شهید اکبری تنها خلبان شهید شهرستان سامان است بر طبق مصوبات صورت گرفته از سوی ستاد نیروهای هوایی بهتر است ماکت خلبان شهید اکبری در این شهر برافراشته شود. 

خانم سامانی نحوه ازدواج خود را با شهید اکبری این‌گونه توصیف کرد: در سال 52 ایشان با یونیفرم نظامی به خواستگاری آمدند و با این کار خود تعهد به کشور را متوجه من نمودند هر چند وصیت‌نامه‌ای در طول زندگی خود برجای نگذاشت ولی پس از انقلاب اسلامی خود را پیرو رهبری حضرت امام خمینی (ره) می‌دانست. 

وی شهادت شهید اکبری را مظلومانه دانست و گفت: از آن جا که نمادی از شهدای مفقودالجسد خلبان کشور در بهشت‌زهرا ساخته شده بود برای شرکت در این مراسم حضور یافتیم ولی به دلیل سخنانی که فقط درباره فرماندهان ارشد این شهدا گفته می‌شد دیگر در آنجا حضور نیافتیم و در هیچ‌گونه مراسمی مشابه آن شرکت نکردیم.


نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

شهید سیامک کبیری سامانی

دوشنبه 11 بهمن 1389  10:10 بعد از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،

متولد 1338 سامان

دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی

شهادت 1361 شوش، عملیات فتح المبین

آرامگاه گلستان شهدای سامان


وصیت نامه

 بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم که آسمان هر کجا آیا همین رنگ است

به یاری الله و حمد و سپاس خدای تبارک و تعالی تصمیم گرفتم که به جبهه حق علیه کفر بشتابم تا شاید بتوانم آب رسان برادران رزمنده ای باشم که در نبرد دلیرانه تشنه شته است اگر چه یاران حسین در جبهه های نبرد به یاد حسین تشنه به لقاء الله می پیوندند تا شاید بتوانم کفش گرد گرفته برادر رزمنده ای را واکس بزنم و غبار خستگی را از تن وی بزدایم. آری میروم که ماندن در این هوای مسموم خطرناک است در هوایی که امام غریب است و اسلام غریبتر و ریا کاران و دغل بازان که با گردش 180 درجه لباس خود درآوردند و لباس اسلام پوشیده اند، اینک به تاخت و تاز مشغولند نگویید فرار کرد که اینجا دیگر جای ماندن نیست چرا که قامت پاک صفا و صمیمیت را ریاکاری و تظاهر و دغل بازی گرفته است. خدای رحمت کند ما را، خدا یاری مند افرادی را با تمامی وجود به عشق اسلام و انقلاب اسلامی فداکاری می کنند و خدا لعنت کند افرادی را که هنوز به نانی چسبیده اند و به نامی.

و بی شرمانه پای به روی خون شهیدان عزیزمان می نهند و از خون شهیدان عزیزمان نردبانی برای صعود به قله های بلند ریاکاری و دغل بازی می سازند.

در آخر چند نکته تذکر و شاید وصیت نامه ای می نویسم:

1-     از مال دنیا چیزی نداشته و ندارم که آن را به کسی ببخشم یا مقامی  منصبی ندارم که به کسی واگذار نمایم جز چند جلد کتاب پاره که آن را به کتابخانه مسجد جامع سامان اهدا می کنم.

2-     می دانم که گوش های تمام مردم را پنبه های بی خیالی و بی تفاوتی پر کرده است و هنوز در بذر نان و نام، خانه ای راحت و ........ می باشند اما برای اتمام حجت می گویم ای مردم به خود آیید و سر از لاک بی تفاوتی و راحت طلبی بردارید و به روز قیامت بیندیشید که خدا شما را باز خواست خواهد کرد.

3-     می دانم فردا مانند دیگر شهیدان از یاد خواهم رفت اما هیچ کسی حق ندارد پول خون مرا بگیرد و هیچ کس حق ندارد از خون من نردبانی برای مقام و نان و نام بسازد. خون من هدیه به رهبر است و برای خداست و برای تداوم خون شهیدان.

4-     با وجود این که می دانم به حرف های هیچ شهیدی، شما مردم سامان گوش نمی دهید اما مردم به خود بیایید و نگذارید به جای شما فکر کنند و برای شما تصمیم بگیرند و از خون شهیدان شما نردبان سازند.

5-     برای امام جمعه در سامان فکری بکنید و نماز جمعه در سامان برگزار کنید، چرا که دشمن از نماز جمعه ما، در وحشت است.

6-     همکاران عزیز، برادران به اصطلاح معلم، این افرادی که در زیر دست شما هستند، این ها فرزندان شهید انقلابند، یا از آموزش و پرورش بیرون روید و به کار نان و آبداری بچسبید، یا واقعا معلم بشوید که معلمی کار انبیاست.

7-     روی قبر شهیدان درخت سرو بکارید، چرا که به سرو گفتند: چرا بار نداری؟ گفت: آزادگان بی بارند.

8-     از مقامات استان خصوصا امام جمعه معظم شهرکرد حجه الاسلام تقوی می خواهم به وضع بی سامان سامان رسیدگی نمایند.

9-     فرزندان حزب ا... برادران مسلمان وحدت، وحدت، وحدت، حول محور الله.

15/12/60

سیامک کبیری سامانی

زندگی نامه

سیامک در فروردین 1338 در سامان در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. تا سال سوم دبیرستان در سامان و بعد از آن مدت یک سال در بندرعباس مشغول تحصیل بود. از همین زمان فعالیت های مذهبی سیاسی خود را آغاز نمود، سپس به اصفهان آمد تا این که در رشته ادبیات دانشگاه اصفهان قبول شد و در دانشگاه ابعاد مبارزاتش وسعتی چشم گیر یافت. با شروع انقلاب فرهنگی به سامان بازگشت و در سپاه افتخاری خدمت می کرد. همچنین در قسمت فرهنگی جهاد فعالیت می نمود و انجمن اسلامی مسجد جامع سامان را تشکیل داد و کتابخانه ای در مسجد جامع سامان تاسیس نمود. او دبیر دبیرستان شهید مطهری بود.

 مبارزه با گروهک ها را وظیفه خود می دانست. بارها از طرف گروهک ها او را تهدید به قتل کردند. شاعر و نمایش نامه نویس بود و نمایش نامه هجرت را که هم نویسنده و هم کارگردان آن بود چند بار در سامان نمایش دادند.

وی در سال 59 به جبهه شوش رفت مدتی در جبهه بود تا این که دبیرستان افتتاح شد. بعد از آن دوباره در 15/12/60 به جبهه رفت. می گفت این انقلاب خون می خواهد جبهه ها احتیاج به نیرو دارد ما نباید در این موقع جنگ بی تفاوت باشیم، بعثیون عراق در سرزمین اسلام ما خیانت کنند و ما ندیده بگیریم. آری او به جبهه رفت و در حمله فتح المبین در جیهه رقابیه در شب دوم فروردین ماه 61 پس از گذشتن از دو خاکریز دشمن بعثی، تیربارش گیر می کند تیر بار دیگری به او می رسانند در خاکریز سوم دشمن با آرپی جی او را هدف قرار می دهد و با فریاد یا زهرا جان به جان آفرین تسلیم می کند و به درجه رفیع شهادت نایل می گردد. در دوازدهم فروردین 61 با پسر عمویش احمد کبیری، فرمانده سپاه شهرکرد که ایشان هم در همان حمله شهید شده بود در یک روز پس از تشییع جنازه در تکیه شهدای سامان به خاک سپرده شدند.


نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

بهترین مرگ شهادت در پیشگاه ملتی است که هدفش استقلال و آزادی است

جمعه 2 مهر 1389  12:50 قبل از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،

شهید داریوش اکبری سامانی یکی از شهدای شهر سامان است که در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید. 4 ماه از دوران خدمت سربازی شهید اکبری گذشته بود که به جبهه دارخویین اعزام شد بعد از آن به جبهه خرمشهر منتقل شد ، در آن جا مجروح و به بیمارستان منتقل شد. پس از بهبودی ، در عملیات بیت المقدس شرکت کرد و دوباره از ناحیه پا مجروح شد ، بعد از بهبودی دوباره به جبهه مراجعت کرد و پس از مدتی به اتفاق 15 نفر از رزمندگان که فرماندهی آن ها را بر عهده داشت ، به طرف خط مقدم شلمچه پیشروی کرد پس از پیشروی هنگامی که در حال استراحت در سنگر بود ، گلوله توپ کفار بعثی به سنگر آنها اصابت می کند و او و یاران همرزمش به لقاء الله پیوستند. شهید داریوش اکبری در قسمتی از وصیت نامه خود آورده است : پدر و مادر عزیزم ، حال که این نامه را می خوانید ، من در میان شما نیستم و از این دنیا رفته ام زیرا طبق آیه شریفه" انالله و انا الیه راجعون" ما روزی که دنیا آمده ایم و روزی که از این دنیا خواهیم رفت و چه بهتر که این مرگ در راه کشور عزیزمان ایران و در پیشگاه ملتی باشد که هدفش استقلال و آزادی است ما حاضریم با دشمن شماره یک خود که همان آمریکای جنایتکار است تا آخرین قطره خون با چنگ و دندان مبارزه کنیم از شما پدر و مادر مهربانم خواهش می کنم به خاطر شهادت من ناراحتی و بی تابی نکنید افتخار کنید که فرزندتان در راه خدا شهید شده است زیرا خود این راه انتخاب کرده ام.

نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

یادمان شهدای گمنام شهر سامان

چهارشنبه 18 فروردین 1389  07:24 بعد از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،


نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

حرم شهدای گمنام سامان

چهارشنبه 12 اسفند 1388  07:31 بعد از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،

تعدادشهید:5
تاریخ تدفین:1384/1/19
نشانی و موقعیت مکانی(GPS):
سامان-خیابان شهدا-میدان شهدا-تپه نورالشهدا

طول جغرافیایی عرض جغرافیایی
"40/9 '26 ˚32 "44/0 '54 ˚50
مشخصات شهدا:
منطقه عملیاتی نام عملیات سن
فکه والفجرمقدماتی 18
حورالعظیم بدر 20
شلمچه کربلای5 19
جزیره مجنون خیبر 20
زبیدات جزیره مجنون 18
.......شادی روح شهدا صلوات..........

نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

روحانی شهیدایرج امیدی

چهارشنبه 12 اسفند 1388  07:31 بعد از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،

فرزند: سیف الله
شهرستان: سامان
تولد: 1347- سامان 
شهادت: 21/ 4/ 1366- فاو

ادامه مطلب

نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

شهید احمد کبیری

چهارشنبه 12 اسفند 1388  07:30 بعد از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،

تاریخ تولد:1337
محل تولد:سامان
تاریخ شهادت:1361/1/2
محل شهادت:جبهه شوش
مسئولیت:فرمانده گردان تخریب تیپ17 علی ابن ابیطالب(ع)


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

شهید امامقلی جعفرزاده

چهارشنبه 12 اسفند 1388  07:28 بعد از ظهر

نوع مطلب :شهدای سامان ،


تاریخ تولد:1324
محل تولد:سامان
تاریخ شهادت:1360/10/1
محل شهادت:مشهد مقدس

ادامه مطلب

نوشته شده توسط: امیر | آخرین ویرایش:- | نظرات()